|
|
معنی تمرین |
از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
چه بي تابم چه بي خو ابم چه غمگينم براي يار شيرينم دلم تنگ است .خداوندا چرا دنيا دلش سنگ است سپيدي چون ابر .خروشي چون رعد ببار اي جان شيرينم که من دنياي خود را در تو ميبينم. مرا بيني به خاموشي! گمان بردي فراموشي؟ صدايم کن... چرا فرياد؟ به نجوايي تو را من سر به دامانم.....! نميخواهم تورا.....؟ به راهت همچو مجنون در بيابانم قدم بر چشم من گر مينهي دلواپس اينم... که اشکم را ببيني کنار جو نشيني دمي اندوهگين گردي........... زديشبها سخن بسيار گفتيم همان فرداي ديگر را بيا با هم بسازيم عزيز من سراي قلب من گر قابلت باشد سراي توست اگر قابل بداني هستي من ٬ شور من٬ جانم ٬ همه اميد من حتي براي توست به غوغا و هياهويت قسم مي خانمت تا صبح فرار از من........ دريغ از من....... فرار از تو.! دريغ از تو.! بميرم گر چنين باشد تو پروازي تو در اوجي من انجا يک تنهايم و خود مي داني از من بيشتر درد............را من از تو......... خودت را فقط خودت را ميخواهم.
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 14:26  توسط آکلیس |
| |
|
آمار سایت: |

كل بازديد ها :
|
|
|