تبليغاتX
@ به وبلاگ آکلیس خوش آمدید @
   
"دوستان خوبم سلام" قالبی را که مشاهده می کنید طرحی از آکلیس است.آکلیس جنگجوی مو طلایی خوش چهره ی نامیرای سپاه یونان بود که هیچ چیز قادر به شکست دادن او نبود اما در جنگ بین یونان و تروی آکلیس ازناحیه ی آشیل پا که تنها نقطه ی ضعف او بود جان به جان آفرین تسلیم کرد. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر میتوانیدکتاب ایلیاد و ادیسه هومر را مطالعه کنید.
*~*~لباس های بادکنکی~*~*

 
aihvhhr03fgilgrnkdpe.jpg c3x96rpl8px4x2iz2zt.jpg  ja1i56pf08rptolp43.jpg
 
 
 


| *| نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت 11:7 توسط آکلیس |
*~*~خانه های خیالی~*~*

 

    

23onbd4bqfu9ih9hxyh7.jpg 0ibsujupbwpbtgymdcwm.jpg e2d8c36i0yaw9xmje8f.jpg
 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت 8:39 توسط آکلیس |
*~*~عکس عاشقانه~*~*

http://www.myup.ir/images/feyj0263ceovrsgz3w4r.jpg

      

977c8uzbulzf6t9citad.jpg rws39xwz4zvspxe4gcxw.jpg si92m65y2jkvp2v1bi.jpg
  


| *| نوشته شده در دوشنبه 10 فروردین1388 و ساعت 6:45 توسط آکلیس |
*~*~معجزه ~*~*

چشم هايم زشكوفايي عشق تو فقط مي خواند

كاش مي دانستي

عشق من معجزه نيست

عشق من رنگ حقيقت دارد

اشك هايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد

كاش مي دانستي

یه کسی هست كه احساس تو را مي فهمد

یه کسی از تب عشق تو دلش مي گيرد

یه کسی از غمت امشب به خدا مي ميرد

كاش مي دانستي

تو فقط مال مني

تو فقط مال همين قلب پر  احساس مني

شب من با تو سحر خواهد شد

تو نمي داني من

چه قدر عشق تو را مي خواهم

تو صدا كن من را

تو صدا كن من را كه پر از رويش يك ياس شوم

تو بخوان تا همه احساس شوم

كاش مي دانستي

شعرهاي دل من پيش نگاه تو به خاك افتاده است

به سرم داد بزن

تا بدانم كه حقيقت داري

تا بدانم كه به جز عشق تو اين قلب ندارد كاري

باز هم اين همه عشق

اين همه عشق براي دل تو ناچيز است

آسمان را به زمين وصل كنم؟

يا كه زمين را همه لبريز ز سر سبزي يك فصل كنم؟

من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارم

به خدا تو نباشي

بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم



| *| نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت 12:35 توسط آکلیس |
*~*~امواج دریا (ٍسالگرد درگذشت مجید)~*~*

   یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن  قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه   میزنم.



| *| نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387 و ساعت 11:58 توسط آکلیس |
*~*~قلب~*~*

مي دوني چرا قلب آدما دو بار پشت هم ميزنه ؟؟ چون يكي واسه زنده موندن خودش ؛؛؛يكي هم واسه زنده بودنه كسي كه توشه

The image “http://www.myup.ir/images/n0kt31pbrrua4uygktu.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



| *| نوشته شده در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 12:31 توسط آکلیس |
*~*~با ماه ~*~*

یک نــفر نـــــیســت بـــپــرســد از مــن

که تـو از پــنـجره عـشـق چه ها می خواهــی؟

صــبح تا نـیــمه شــب مـنـــتـــظـری

همه جا می نــگــری

گــاه با ماه ســخـن می گــویی

گـاه با رهگــذران،خـبـر گمشــده ای می جــویــی

راستــی گــمشــده ات کـــیســت؟ کــجــاســت؟

صــدفی در دریــا اســت؟

نــوری از روزنــه فرداهــاســـت



| *| نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 12:58 توسط آکلیس |
*~*~لحظات~*~*

همیشه غمگین ترین
و رنج آور ترین لحظات زندگی آدم توسط همون کسی ساخته
می شه که شیرین ترین و به
یاد موندنی ترین لحظات رو برای آدم میسازه




| *| نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 18:51 توسط آکلیس |
*~*~آرزو~*~*

 

آرزوهــایــت را یــک جــا یــادداشــت کــن

و یــکی یــکی از خــدا بـــخواه، خــدا یـادش نمــی ره، امــا تــو یــادت
مــی ره چــیــزی کــه امـــروز داری آرزوی دیـــروزت بـــوده

 

Image hosted by allyoucanupload.com



| *| نوشته شده در دوشنبه 5 فروردین1387 و ساعت 16:30 توسط آکلیس |
*~*~معنی تمرین~*~*

   از من نپرس چقدر دوستت دارم                                              
   اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست 
   به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم 
   مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد 
   مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم 
   بگو معنی تمرین چیست ؟ 
   بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟                                                
   بریدن از خودم را ؟ 
   مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... 
   از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم 
   همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد 
   تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند 
   نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
   هوای سرد اینجا رو دوست ندارم 
   مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام  

________________________________

   چه بي تابم چه بي خو ابم
   چه غمگينم براي يار شيرينم
   دلم تنگ است .خداوندا چرا دنيا دلش سنگ است
   سپيدي چون ابر .خروشي چون رعد
   ببار اي جان شيرينم
   که من دنياي خود را در تو ميبينم.
   مرا بيني به خاموشي!
   گمان بردي فراموشي؟
   صدايم کن...
   چرا فرياد؟
   به نجوايي تو را من سر به دامانم.....!
   نميخواهم تورا.....؟
   به راهت همچو مجنون در بيابانم
   قدم بر چشم من گر مينهي
   دلواپس اينم...
   که اشکم را ببيني
   کنار جو نشيني دمي اندوهگين گردي...........
   زديشبها سخن بسيار گفتيم
   همان فرداي ديگر را بيا با هم بسازيم
   عزيز من
   سراي قلب من گر قابلت باشد سراي توست
   اگر قابل بداني هستي من ٬ شور من٬ جانم ٬ همه اميد من حتي براي توست
   به غوغا و هياهويت قسم مي خانمت تا صبح
    فرار از من........
   دريغ از من.......
   فرار از تو.!
   دريغ از تو.!
   بميرم گر چنين باشد
   تو پروازي
   تو در اوجي
   من انجا يک تنهايم
   و خود مي داني از من بيشتر درد............را
   من از تو.........
   خودت را
   فقط خودت را ميخواهم.




| *| نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386 و ساعت 14:26 توسط آکلیس |